تبلیغات
پایگاه فرهنگی مذهبی شهید آیت الله دستغیب - شیعه,اسماعیلیه
 
پایگاه فرهنگی مذهبی شهید آیت الله دستغیب
هیئت محبین قمر بنی هاشم
یکشنبه 6 فروردین 1391 :: نویسنده : خادم الزهرا

اسماعیلیه فرقه اى هستند كه به امامت شش امام اول شیعیان اثنى عشرى معتقدند اما پس از امام صادق علیه السلام بزرگترین فرزند او، اسماعیل یا فرزند اسماعیل ، محمد، را به امامت مى پذیرند. به این ترتیب ، آنان به هفت امام معتقدند و همین مطلب اعتقاد مشترك در میان همه فرقه هاى اسماعیلیه است ، و یكى از ادله نامیده شدن اسماعیلیه به ((سبعه )) همین مطلب است . از دیگر ادله این نامگذارى اختلاف آنها با امامیه در مورد هفتمین امام است . برخى گروههاى اسماعیلیه به امامان هفتگانه دیگرى غیر از هفت امام مذكور قائل اند. عقاید دیگر نیز مانند هفت پیامبر اولوالعزم در میان اسماعیلیان مطرح شده است كه مى توانند منشاء این نامگذارى باشد.
از دیگر نامهاى اسماعیلیه
((باطنیه )) است . مهمترین ویژگى این گروه باطنى گرى و تاءویل آیات و احادیث و معارف و احكام اسلامى است . آنان معتقدند كه متون دینى و معارف اسلامى داراى ظاهر و باطن است كه باطن آن را امام مى داند و فلسفه امامت ، تعلیم باطن دین و بیان معارف باطنى است . اسماعیلیه در جهت تاءویل معارف اسلامى معمولا از آراى فیلسوفان یونان كه در آن زمان سخت رواج یافته بود،سود مى جستند. به اعتقاد همه فرق اسلامى ، اسماعیلیان در تاءویل دین افراط كردند، حتى بسیارى از مسلمانها آنان را به عنوان یكى از فرق و مذاهب اسلامى قبول ندارند.

شاید ریشه پیدایش اسماعیلیه در این نكته نهفته باشد كه اسماعیل فرزند ارشد امام صادق علیه السلام ، مورد احترام و تكریم امام بود؛ به همین دلیل برخى گمان مى كردند كه پس از امام صادق علیه السلام او به امامت خواهد رسید. اما اسماعیل در زمان حیات امام از دنیا رفت و امام ، شیعیانش را بر مرگ پسر شاهد گرفت و جنازه او را در حضور شیعیان و به صورت علنى تشییع و تدفین كرد.


فرقه هاى اسماعیلیه
پس از شهادت امام صادق علیه السلام در سال 148 ه‍ ق ، گروهى مرگ اسماعیل را در زمان امام صادق علیه السلام انكار كردند و او را امام غایب و امام قائم دانستند و مراسم تشییع جنازه اسماعیل از طرف پدر را براى حفظ جان او تفسیر كردند؛ نوبختى این گروه را ((اسماعیلیه خالصه )) مى نامد. این گروه به زودى منقرض شدند.
گروه دوم بر آن شدند كه اسماعیل مرده است ، امام چون در زمان حیات پدرش به امامت رسیده بود، پس از فوتش ، امام صادق علیه السلام فرزند اسماعیل یعنى محمد را به امامت نصب كرد. بنابراین پس زا شهادت امام صادق علیه السلام ، محمد به امامت رسید. این گروه به
((مباركه )) معروف گشتند، زیرا رئیس آنان ((مبارك )) نام داشت .
همین گروه اخیر، پس از مدتى به دو فرقه انشعاب یافتند. برخى از آنان مرگ محمد را پذیرفتند و سلسله امامان را در فرزندان محمد ادامه دادند. و برخى دیگر منكر مرگ محمد بودند و غیبت او را باور داشتند و وى را امام قائم مى پنداشتند. اینان ((قرامطه )) نامیده مى شوند زیرا لقب رئیس آنها ((قرمطویه )) بوده است .

فاطمیان
فاطمیان از دسته اى از اسماعیلیه هستند كه امامت را در فرزندان محمد بن اسماعیل جارى مى دانند. آنان امامان را به دو قسم مستور و ظاهر تقسیم مى كنند. پس از امامان هفتگانه ، یعنى شش امام اول امامیه و محمد بن اسماعیل ، نوبت به امامان مستور مى رسد. این امامان به طور مخفیانه مردم را به آیین اسماعیلى دعوت مى كردند و اطلاعات قابل ملاحظه اى از وضعیت آنها در دست نیست . آخرین امام این دوره عبدالله یا عبیدالله ملقب به المهدى بالله (م 322 ق ) است . او پس از اینكه در سال 286 ق به امامت اسماعیلیان رسید، امامت و دعوت خود را آشكار كرد و بدین ترتیب دوره امامان ظاهر فرا رسید. المهدى حكومت فاطمیان را در سال 297 ق در مغرب تاءسیس كرد. حكومت فاطمى در سال 356 ق با تصرف مصر و شام ، بخش بزرگى از جهان اسلام را به تصرف در آورد و تا سال 567 ق حكومت مقتدرى داشتند.
پس از اینكه هشتمین امام ظاهر، مستنصر بالله ، در سال 487 ق از دنیا رفت ، وزیر مقتدر او افضل به قصد حفظ موقعیت خویش ، نزار فرزند ارشد مستنصر و ولیعهد او را از خلافت محروم كرد و جوان ترین برادر او مستعلى را جایگزین وى ساخت . این كار باعث تفرقه در میان اسماعیلیه و انشعاب آنها به دو گروه نزاریه و مستعلیه شد.
اكثر اسماعیلیه مصر و همه جماعت اسماعیلیه یمن و گجرات و بسیارى از اسماعیلیان شام امامت مستعلى را پذیرفتند، ولى گروه بزرگى از اسماعیلیان شام و تمامى اسماعیلیان عراق و ایران و احتمالا بدخشان و ماوراء النهر نزار را جانشین بر حق پدرش دانستند.
سرگذشت فرقه مستعلیه چنین است كه پس از مرگ جانشین مستعلى ، الآمر باحكام الله ، در سال 524 ق ، این فرقه به دو شاخه
((حافظیه )) و ((طیبیه )) انشعاب یافتند.
الآمر چند ماه پیش از مرگش صاحب فرزندى به نام طیب شده بود كه تنها پسر او بوده .
اما پس از مرگ الآمر، عموزاده او ملقب به الحافظ لدین الله به قدرت رسید. كسانى كه خلافت او را قبول كردند
((حافظیه )) نام گرفتند و گروهى كه به امامت طیب باور داشتند، به ((طیبیه )) معروف شدند. گروه اخیر در یمن و سپس هند دعوت خود را آشكار كردند و در هند ((بهره )) نام گرفتند. طیبیه نیز به دو شاخه ((داوودیه )) و ((سلیمانیه )) منشعب شدند. اكثر طیبیه هند، داوودى هستند، در حالى كه بیشتر طیبیه یمن ، سلیمانى مى باشند. حافظیه پس از انقراض حكومت فاطمیان توسط صلاح الدین ایوبى در سال 567 ق و مرگ الغاضد لدین الله ، آخرین حاكم فاطمى ، توسط ایوبیان قلع و قمع شدند.
سرگذشت نزاریه با حكومت الموت به رهبرى حسن صباح (م 518 ق ) پیوند خورده است . حسن صباح در زمان خلافت مستنصر از او اجازه گرفت كه به ایران رفته و دعوت آنان را آشكار سازد. گفته شده است كه او چون از یاران و طرفداران نزار ولیعهد مستنصر بود و وزیر مستنصر درصدد محروم كردن نزار از حكومت بود، حسن را از مصر طرد كرد.
به هر حال حسن صباح در سال 487 ق بر قلعه هاى الموت دست یافت و حكومت اسماعیلیه نزاریه را در ایران مستقر كرد. در این زمان دو حكومت اسماعیلیه وجود داشت ، یكى حكومت مستعلیه در مصر و شمال آفریقا و دیگرى حكومت نزاریه در ایران كه هر یك مستقل از دیگرى فعالیت مى كرد. دعوت حكومت جدید اسماعیلى در یران
((دعوت جدید)) و دعوت فاطمیان مصر ((دعوت قدیم )) نامیده مى شد.
جانشینان حسن صباح تا زمان حمله هلاكو به الموت در سال 654 ق به حكومت ادامه دادند. پس از این واقعه نزاریه در مناطق مختلف ایران و افغانستان و هند و پاكستان پراكنده شدند و دوره دیگرى از امامان مستور در این فرقه آغاز شد. پس از مرگ شمس الدین محمد، بیست و هشتمین امام نزارى ، در حدود 710 ق اولین انشعاب در جماعت نزاریه پدید آمد. در این زمان مؤ من شاه و قائم شاه فرزندان شمس الدین بر سر جانشینى پدر اختلاف كردند و هر یك پیروانى از نزاریه به خود جذب كردند و در نتیجه نزاریه به دو شاخه مومنیه و قاسمیه منقسم گردید. چهلمین و آخرین امام نزاریان مومنیه امیر محمد باقر بود كه در سال 1210 ق براى آخرین بار با پیروان خود در شام تماس گرفت و دیگر از وى خبرى نشد. هم اكنون نزاریان مومنیه تنها در سوریه یافت مى شوند و به جعفریه شهرت دارند و در انتظار ظهور امام مستور خود از اعقاب امیر محمد باقر هستند و در احكام شرعى پیرو مذهب شافعى اند. اما سلسله امامان قاسمیه به فعالیت مذهبى خود ادامه مى دادند تا اینكه در عهد افشاریه و زندیه وارد فعالیتهاى سیاسى نیز شدند. در عهد قاجار امام حسنعلى شاه از سوى فتحعلى شاه قاجار به لقب
((آقاخان )) ملقب شد. این لقب به شكل موروثى مورد استفاده جانشینان وى نیز قرار گرفت . حسنعلى شاه پس از مدتى با حكومت قاجار درگیر شد اما پس از شكست ، به افغانستان پناهنده شد و بدین ترتیب دوران امامت نزاریه قاسمیه در ایران به پایان رسید.
پس از این ، روابط نزدیكى میان آقاخان اول با دستگاه امپراتورى بریتانیا در هندوستان برقرار شد كه به استقرار موقعیت مذهبى آنان در شبه قاره هند انجامید. ظاهرا تنها فرقه اسماعیلى كه به استمرار امامت تا زمان حاضر معتقدند و هم اینك نیز داراى امام حاضر به نام كریم شاه حسینى ملقب به آقاجان رابع هستند، همین گروه قاسمیه اند كه به
((آقاخانیه )) شهرت دارند. اكنون این فرقه چند میلیونى در مناطق مختلفى از جهان به خصوص ‍ در شبه قاره هند حضور دارند. از جمله فرقه هایى كه مى توان به یك اعتبار آنها را جزء فاطمیان محسوب كرد فرقه دروزى است . این فرقه معتقدند كه ششمین امام فاطمى الحاكم بامرالله (م 411ق ) نمرده است و تنها غایب شده و روزى باز خواهد گشت . اما از آنجا كه این فرقه درباره الحاكم غلو كرده و او را به مرتبه خدایى رساندند جزء فرق غلات شمرده مى شود. بنابراین ، این گروه را در بخش ‍ غلات مورد بحث قرار خواهیم داد.
تعلیم مذهبى فاطمیان
فاطمیان همچون دیگر فرقه هاى اسماعیلیه به تمایز میان ظاهر و باطن دین معتقدند؛ ولى برخلاف قرامطه كه تنها باطن را مى پذیرند، و برخلاف اسماعیلیان نخستین كه بر باطن و حقایق مكتوم در آن تاءكید داشتند، اسماعیلیان فاطمى ظاهر و باطن را مكمل یكدیگر مى دانند و مراعات تعادل بین آن دو را واجب مى شمرند. از این رو، نزد آنان دسترسى به حقیقت بدون شریعت امكان پذیر نیست و حقیقت همیشه با شرایع و ظواهر دین مرتبط است . در مورد تفسیر قرآن ، آنها امام اسماعیلى را ((قرآن ناطق )) و متن قرآن را ((قرآن صامت )) مى خواندند. آنان اقوال امامان خویش را به عنوان حدیث قبول داشتند و به احادیث نبوى و امامان قبلى خود، به خصوص امام صادق علیه السلام احترام مى گذاشتند. قاضى نعمان بنیان گذار علم فقه اسماعیلى بود و از زمان عبیدالله مهدى اولین خلیفه فاطمى تا هنگام مرگ خود در سال 363 ق مقامات مختلفى در دستگاه فاطمیان داشت .
متفكران فرمطى همچون داعى نسفى و ابوحاتم رازى و ابویعقوب سجستانى نوعى جهان شناسى متاءثر از فلسفه نو افلاطونیان را تدوین كرده بودند كه مورد پذیرش تمام گروههاى قرمطى سرزمینهاى شرقى بود. این جهان شناسى در زمان معز فاطمى مورد پذیرش اسماعیلیان فاطمى نیز قرار گرفت . بر این اساس ، خداوند، متعالى و به كلى ناشناختنى است . عقل كل ، نخستین مخلوق خداست و نفس كلى دومین مخلوق است كه از عقل منبعث شده است .نفس منبع هیولى و صورت است و از آن ، افلاك هفتگانه و ستارگانش صادر شده اند. در اثر حركتهاى افلاك و كواكب گرما و سرما وترى و خشكى به وجود آمده اند و از تركیب اینها عناصر مركب مانند خاك و آب پدیدار گشته اند، و در مراحل بعدى گیاهان و حیوانات و سپس انسان پدید آمده است . در دوره هاى بعد داعیان فاطمى مانند حمید الدین كرمانى و ناصر خسرو به اصلاح و تكمیل این جهان بینى پرداختند. در جهان شناسى كرمانى ده عقل جایگزین عقل و نفس شده است و این مطلب تاءثیر فلسفه ابن سینا و دیگر مشائیان مسلمان را نشان مى دهد.
اسماعیلیان براى امامت درجاتى را بیان كرده اند:
1.در بالاترین درجه امامت ، امام مقیم قرار دارد كه رسول ناطق را ارسال مى كند و به آن
((رب الوقت )) نیز مى گویند.
2.امام اساس كسى است كه همراه رسول ناطق مى آید و یاور و امین او بوده و كارهاى اصلى رسالتى او را اجرا مى كند و ادامه مى دهد. سلسله امامان مستقر در نسل امام اساس قرار دارند.
3.امام مستقر، امامى است كه امام پس از خود را تعیین مى كند.
4.امام مستودع به نیابت از امام مستقر، شؤ ون امامت را اجرا مى كند. خلافت این نوع امام محدود است و لذا امامت به صورت موروثى به فرزندش نمى رسد و حق تعیین امام بعدى را ندارد. گاه به امام مستودع ،
((نائب الامام )) نیز مى گویند.
قرامطه
همان گونه كه بیان شد قرامطه پیروان فردى ملقب به قرمط یا قرمطویه هستند و از فرقه مباركیه منشعب شدند. مباركیه برخلاف اسماعیلیه خالصه كه پس از امام صادق علیه السلام به امامت اسماعیل معتقد بودند، به امامت محمد فرزند اسماعیل اعتقاد داشتند. قرمطویه ابتدا پیرو فرقه مباركیه بود اما پس از مدتى با ابراز آراء جدید راه خود را از مباركیه جدا كرد. ظاهرا نام اصلى قرمطویه ، حمدان بن اشعث است كه گاه حمدان قرمط نیز خوانده مى شود. دلیل ملقب شدن حمدان به قرمط این بود كه ((قرمطة )) وقتى در مورد راه رفتن به كار مى رود، به معناى نزدیكى قدمهاست و حمدان به دلیل كوتاهى قد و پاها، قدمهایش نزدیك به هم بود. قرامطه بیش از دیگران فرق اسماعیلى به باطنى گرى و ضدیت با عقاید و احكام قطعى و اجماعى مسلمانان مبادرت مى كردند به گونه اى كه نمى توان آنها را فرقه اى اسلامى نامید. نوبختى درباره عقاید این گروه مى گوید: آنها گذشته از اینكه محمد بن اسماعیل را هفتیمن امام مى دانند، او را امام غایب و قائم و رسول خدا نیز مى پندارند. به عقیده آنها محمد بن اسماعیل صاحب دین و شریعت جدید و آخرین پیامبر اولوالعزم است و دین او ناسخ دین اسلام نیز هست . قرامطه به هفت پیامبر اولوالعزم یعنى نوح ، ابراهیم ، موسى ، عیسى ، محمد، على و محمد بن اسماعیل معتقدند. به اعتقاد قرامطه همه احكام قرآن و سنت داراى ظاهر و باطنى است و عمل به ظاهر باعث گمراهى ، و عمل به باطن موجب نجات و رستگارى است . قرامطه در مناطق مختلفى از جهان اسلام به مبارزه با حكومت عباسى پرداختند و گاه موفق به تشكیل حكومت قرمطى شدند. فعالیتهاى این گروه عمدتا در عراق ، بحرین ، شام و یمن بود. چنان كه گفتیم ، نخستین بار حمدان بن اشعث دعوت قرامطه را در عراق آشكار كرد. او كه فردى زاهد بود در حوالى كوفه پیروان زیادى پیدا كرد و حكومتى محدود را رهبرى كرد. او ابتدا از مردم مبالغى دریافت مى كرد و به فقرا انفاق مى نمود، اما در ادامه ، مالكیت خصوصى را لغو كرد و به جاى آن مالكیت اشتراكى را حاكم كرد؛ به این صورت كه همه اموال مردم را جمع مى كرد و سپس به هر فرد به اندازه نیازش مى بخشید. مهمترین قیام قرامطه در بحرین ظاهر ساخت . پس ‍ از او ابوسعید جنابى قیام كرد و پیروانى پیدا كرد. وى پس از مسلط شدن بر بحرین به فكر تصرف بصره افتاد. معتضد خلیفه عباسى سپاهى براى سركوبى او فرستاد ولى سپاه عباسیان شكست خورد. پس از ابوسعید، فرزند ارشد او سعید در سال 301 ق . به حكومت رسید. در سال 305 ق . سعید از حكومت خلع شد و برادرش ابوطاهر به رهبرى قرامطه رسید. در زمان او قرامطه قدرت بسیارى یافتند و مرتكب فجیع ترین اعمال شدند. حكومت ابوطاهر و حملات او به عراق و حجاز با اوایل حكومت فاطمیان در مغرب و شروع حملات آنان به مصر هم زمان بود. بدین سان حكومت عباسیان در غرب از سوى اسماعیلیان فاطمى و در شرق توسط اسماعیلیان قرمطى تهدید مى شد. ابوطاهر در سال 317 ق . در ایام حج به مكه حمله كرد و ضمن كشتار حاجیان و اهالى مكه ، حجر الاسود را از كعبه جدا كرد و آن را ربود. پس از مرگ ابوطاهر در سال 332ق .، ابتدا برادران او به شكل مشاركتى اداره حكومت را بر عهده گرفتند و پس از مدتى ، یكى از برادران به نام احمد حكومت را در دست گرفت ، حكومت قرامطه تا سال 469 ق . در بحرین ادامه داشت . در این زمان سپاه سلجوقیان احساء مركز قرامطه را غارت و قرامطه را تار و مار كرد.
قرامطه در شام و یمن نیز دعوت خود را آشكار كردند و پیروانى یافتند اما نتوانستند حكومت قرمطى را تاءسیس كنند.

چكیده
اسماعیلیه فرقه اى هستند كه پس از شش امام اول شیعیان ، فرزند بزرگ امام صادق علیه السلام به نام اسماعیل یا فرزند اسماعیل ، محمد را به امامت مى پذیرند یعنى به هفت امام قائل اند و لذا به سبعه هم نامیده شده اند.
2. مهمترین ویژگى اسماعیلیه ، باطنى گرى و تاءویل آیات و احادیث است و در این راه از آراى فلاسفه یونان هم سود مى جستند. به اعتقاد همه فرق اسلامى ، آنها در تاءویل دین افراط كردند.
3.گروهى از اسماعیلیان منكر مرگ اسماعیل شدند و او را امام قائم دانستند كه اسماعیلیه خالصه نامیده شده اند. گروه دیگرى مرگ او را پذیرفته و فرزندش محمد را امام دانستند كه مباركیه نام دارند. اینها پس از مدتى به دو فرقه منشعب شدند، برخى مرگ محمد را پذیرفته و سلسله ائمه را در فرزندان او ادامه دادند و برخى هم منكر مرگ او بودند و او را امام قائم مى پنداشتند. اینان قرامطه نامیده شده اند.
4.فاطمیان از همان گروه از اسماعیلیه اند كه امامت را در فرزندان محمد بن اسماعیل جارى مى دانند. آنها امامان را به دو قسم ظاهر و مستور تقسیم مى كنند كه پس از هفت امام نخست ، نوبت به امامان مستور مى رسد كه به طور مخفیانه مردم را به آیین اسماعیلى دعوت مى كردند. آخرین امام در سلسله امامان مستور المهدى بالله است كه امامت خود را آشكار كرد و دوره امامان ظاهر فرا رسید. المهدى حكومت فاطمیان را در مغرب تاءسیس ‍ كرد.
5.پس از مرگ هشتمین امام ظاهر، مستنصر بالله ، وزیر مقتدرش ، فرزند ارشدش ، نزار را از خلافت محروم و مستعلى برادرش را جایگزین نمود و این موجب تفرقه در اسماعیلیه و پیدایش دو گروه نزاریه و مستعلیه شد. فرقه مستعلیه خود بعدا به فرقه هاى حافظیه و طیبیه انشعاب پیدا كرد و باز طیبیه به دو شاخه داوودیه و سلیمانیه تقسیم شد.
6.سرگذشت نزاریه با حكومت حسن صباح پیوند خورده است . او پس از دست یابى به قلعه هاى الموت حكومت اسماعیلیه نزاریه را در ایران مستقر كرد كه در مقابل دعوت فاطمیان مصر كه دعوت قدیم نامیده شد به این حكومت دعوت جدید مى گفتند. بعدها نزاریه به دو فرقه مؤ منیه و قاسمیه تقسیم شدند و تنها فرقه اسماعیلى كه به استمرار امامتم تا زمان حاضر معتقدند همین گروه قاسمیه اند كه به آقاخانیه شهرت دارند.
7.فاطمیان همانند دیگر فرق اسماعیلیه به تمایز میان ظاهر و باطن دین معتقدند.
8.اسماعیلیان درجاتى را براى امامت معتقدند:
1.امام مقیم كه بالاترین درجه است . 2.امام اساس كه كارهاى رسول ناطق را ادامه مى دهد. 3.امام مستقر 4.امام مستودع یا نائب الامام .
9.قرامطه پیروان قرمطاند و از فرقه مباركیه منشعب شده اند. اینها بیش از دیگر فرق اسماعیلى به باطنى گرى و ضدیت با عقاید قطعى مسلمانان مبادرت مى كردند به نحوى كه نمى شود آنها را فرقه اى اسلامى نامید.
10. قرامطه به هفت پیامبر الوالعزم معتقدند و همه احكام قرآن و سنت را داراى باطن و ظاهرى مى دانند و عمل به ظاهر را سبب گمراهى مى شمارند.
11. قرامطه در برخى مناطق موفق به تشكیل حكومت شدند. مهمترین قیام آنها در بحرین رخ داد. در زمان ابوطاهر قرامطه قدرت بسیارى یافتند و متركب فجیع ترین اعمال شدند. حكومت قرامطه تا سال 469 ق . در بحرین ادامه داشت و پس از آننتوانستند حكومت تاءسیس كنند.





نوع مطلب : تشیّع، فرقه های اسلامی، 
برچسب ها : شیعه، اسماعیلی، قرمطی، فاطمیان، شیعه 7 امامی،
لینک های مرتبط :

شنبه 18 شهریور 1396 01:46 ب.ظ
Hey there, You've done an incredible job. I will definitely digg it and personally recommend to my friends.
I am sure they'll be benefited from this site.
سه شنبه 24 مرداد 1396 09:03 ق.ظ
Usually I do not learn article on blogs, but I wish to say that this write-up very pressured me
to take a look at and do it! Your writing taste has been surprised me.
Thanks, very nice post.
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:01 ب.ظ
You can certainly see your enthusiasm in the work you write.
The sector hopes for even more passionate writers like you who aren't afraid to say
how they believe. At all times follow your heart.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:43 ب.ظ
Hello friends, fastidious paragraph and pleasant arguments commented here, I am actually enjoying
by these.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

ܓܨ بسم الله الرحمن الرحیم ܓܨ
سلام علیکم
لطفا پیشنهادهای و انتقادهای خود را در نظرات اعلام کنید.
پست الکترونیک: mk451522@yahoo.com & dastgheib@mailfa.org
آدرس سایت:www.dastgheib.fay.ir
==========
جهت تبادل لوگو در ستون همسنگران بر روی (مکان لوگوی شما) کلیک کنید.
جهت تبادل لینک ابتدا ما را لینک کنید و سپس به ما خبر دهید تا شما را لینک کنیم.
==========
با تشکر
خادم الزهرا

مدیر وبلاگ : خادم الزهرا
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :